یک پیش درآمد شگفتانگیز و عالی
یک مکان ساکت، یک فیلم تقریبا عالی است. اولین کارگردانی جان کرازینسکی یکی از پر تعلیق ترین فیلم هایی است که تا به حال دیده ام. چالش اصلی فیلم بسیار جذاب است، هیچ کس نمی تواند صدا تولید کند وگرنه هیولاهای مرموز و مرگبار ظاهر می شوند و شما را می کشند. این چالش منجر به یکی از پرتنش ترین و آزاردهنده ترین تجربیات سینمای مدرن می شود. پویایی خانواده یک لایه احساسی به داستان اضافه می کند که فیلم را ترسناک تر و تکان دهنده تر می کند. و مدت زمان 90 دقیقه ای آن به این معنی است که شما هرگز خسته نمی شوید. اما آیا این فیلم را به عنوان یک دنباله ببینیم یا پیش درآمد؟ در این مقاله یلووال مدیا به سری های پیشین این فیلم و داستان مکانی ساکت:روز نخست پرداخته ایم. با ما همراه باشید.
مکانی ساکت، قسمت اول

هیچ راهی برای بالا بردن سطح فیلم از آنچه که فیلم اول به دست آورد وجود ندارد. نوآوری در فیلم اول به بالاترین سطح خود رسید. فیلم اول خیلی از کارها را درست انجام داد. غم و اندوه خانواده، ترس و امید، یک نوزاد د که کنترلی بر صدای نالهاش ندارد و مانند یک بمب ساعتی عمل می کند. کل فیلم شبیه آن صحنهی بزرگ ولوسیراپتور با بچهها در پارک ژوراسیک است.
مکانی ساکت، قسمت دوم

دومین فیلم مکان ساکت مرا شگفت زده کرد. اگرچه این فیلم به خوبی فیلم اول نبود، اما همچنان ادامهای با کیفیت از داستان خانواده ابوت بود، و دنیای پسا آخرالزمانی را گسترش داد. فرنچایز به آرامی دنیا را میسازد، با جوامع، شخصیتهای جدید و اطلاعاتی در مورد هیولاها. در فیلم اول متوجه شدیم که آنها نسبت به فرکانس های صوتی خاصی ضعیف هستند. در این فیلم فهمیدیم که آب شکاف دیگری در زره آنهاست (که باعث شد به Signs فکر کنم).
فیلم بهتر با جزئیات کمتر

در مکانی ساکت: روز اول، بالاخره لانه موجودات را می بینیم. این تنها چیزی است که ما واقعا در مورد بیگانگان می آموزیم، اما کافی است. من دوست دارم که این فیلم ها برای گسترش جهان و درک ما از هیولاها بسیار کم جزئیات کار کنند. گاهی اوقات دانستن بیش از حد در مورد چیزی می تواند آن را کمتر جالب کند. به عنوان مثال، نیرو در جنگ ستارگان را ببینید. قبل از اینکه جورج لوکاس midichlorians را معرفی کند بسیار جالب بود، و قبل از اینکه همه چیز را در مورد نظم اداری جدای یاد بگیریم بسیار هیجان انگیزتر بودند.
در عوض، روز اول بر داستانی کوچکتر و صمیمی تر تمرکز می کند. این دقیقا همان کاری است که دو فیلم اول به خوبی انجام دادند: معرفی شخصیتها که یاد میگیریم به آنها اهمیت بدهیم، و باعث میشود در مورد زندگی آنها هراس داشته باشیم. با توجه به اینکه فیلم اول چگونه به پایان می رسد، می دانیم که هیچ یک از این افراد در امان نیستند. هیچ زرهی برای دفاع از آنها وجود ندارد. هر کس در هر سنی می تواند در یک لحظه کشته شود.
داستان روز اول چیست؟

در روز اول ما با سامی (لوپیتا نیونگو) آشنا می شویم که دچار سرطان است. او از این ناراحت است و عصبانی است که زندگی اش به این حد رسیده است، از اینکه در آسایشگاه گیر کرده و در حال نزدیک شدن به مرگ است. او به پرستارش، روبن (الکس وولف) می گوید: «من آدم بدی هستم». او آدم اجتماعی نیست، اما اهل پیتزا است. این تنها دلیلی است که او موافقت می کند که در سفر با اتوبوس به شهر به تعدادی از بیماران دیگر ملحق شود. پیتزای شهر نیویورک جام مقدس اوست. بعدا در مورد چرایی آن بیشتر می آموزیم. روز بدی برای رفتن به شهر است، و پس از یک نمایش عجیب و غریب ماریونت که در آن او برای اولین بار با هنری (جیمون هونسو) که برای اولین بار در قسمت دوم با او آشنا شدیم برخورد می کند، بیگانگان حمله می کنند. ضرب و شتم ادامه می یابد و شهر در عرض چند ساعت ویران میشود.
بعدا، او با اریک (جوزف کوین) آشنا میشود و هر دو در یک اودیسه زن و شوهری عجیب به شهر، به دنبال پیتزا و به گذشته دلخراش سامی میروند. این یک فیلم عجیب و زیبا است، با آرامش زیادی بین طوفان. نیونگو از شروع تا پایان درخشان است، و من یادم میآید که چقدر او در «ما» فوقالعاده بود و اخیرا چقدر او را کمتر در فیلم ها دیدهام. کوین، که ممکن است او را از آخرین فصل سریال Stranger Things بشناسید، اگرچه لهجه آمریکایی و مدل موی هارد راک دهه 80 داشت، فوق العاده است. و احساسات و عمق شگفت انگیزی را از شخصیتی با دیالوگ های بسیار کم بیرون می کشد. . زمانی که این دو و گربه سام، فرودو، با هم متحد می شوند، فیلم واقعا زنده می شود.
دوستی در پایان جهان

روز اول موفق می شود این داستان بزرگ دوستی در پایان جهان را با داستانی واقعا پرتنش و بسیار سرراست همراه کند و با میزان مناسبی از ترس شما را در لبه صندلی خود نگه دارد. مانند دو فیلم اول، این فیلم نیز داستان را بی مورد طول نمی دهد و ساعت 1 و 40 دقیقه است. من اغلب افسوس می خورم که این روزها تعداد زیادی از فیلم ها بیش از حد 20 یا 30 دقیقه (یا بیشتر) طول می کشد و به راحتی می توانم ببینم که چگونه می توانستند نیم ساعت دیگر از اکشن های تکراری را در اینجا پر کنند تا فیلم را کامل کنند، اما در عوض همه چیز دقیقاً زمانی تمام می شود که باید.
سخن آخر
کارگردان مایکل سارنوسکی این بار کنترل را از کرازینسکی می گیرد، اگرچه هر دو نفر در داستان همکاری داشتند. سارنوسکی در سال 2021 فیلم خوک با بازی نیک کیج را کارگردانی کرد و بخشی از این حس هنری را به روز اول می آورد. فیلم به زیبایی فیلمبرداری شده است، و این کنار هم قرار گرفتن زیبایی و وحشت در این محیط شهری بسیار خوب عمل می کند. این فیلم کاملا به اندازه دو فیلم قبلی ترسناک نیست. با این حال، هنگامی که داستان شروع می شود، واقعا عالی است.
منبع: وبسایت فوربز
اشتراک گذاری

