چگونه عکاسی مدلینگ به فیلم مدلینگ تبدیل شد؟
در مقاله تاریخ اولیه فیلم مدلینگ با عنوان «100 سال فیلم مدلینگ: چارچوب ها و تاریخچه ها»، مارکتا اوهلیرووا نوشته است که برای اولین بار مطبوعات از اصطلاح فیلم مدلینگ در گزارش نمایش های مد در فیلم های خبری Pathé-Frères در اوایل سال 1911 استفاده کردند. سایر فیلمهای خبری پیش از آن برای British Pathé، از فیلم برداری در فشن شوهای خیابانی و صحنه، به سال 1909 بازمیگردد. اینکه آیا این فیلمها، با تعریف امروزی این اصطلاح، دارای ویژگی های فیلم مدلینگ هستند یا بهعنوان فیلمهای خبری درباره مد دستهبندی میشوند، جای بحث دارد. در عوض، رقص سرپانتین اغلب به عنوان یک نمونه اولیه با ویژگی های آشکار نمایش لباس، تغییر از حالت سکون (عکاسی) به حرکت (فیلم) شناخته می شود. در این مقاله یلووال مدیا به سراغ بررسی تاریخچه این پدیده نوظهور در صنعت فشن و مدلینگ رفته ایم. با ما همراه باشید.
فیلم مدلینگ و رقص

در فیلم های اولیه جورج ملیس، پیشگام و شعبده باز سینما، در تبلیغات فیلم ها به معرفی فیلم پرداخته می شد . در فیلمهای Méliès لباس زیرهای Mystery و کلاههای برند دلیون را با فیلمبرداری از رقصندگان در سالن موسیقی تبلیغ میکردند. این فیلم ها بین سالهای 1898 تا 1900 در خیابانهای اطراف تئاتر ملیس رابرت هودین در پاریس پخش میشد. همچنین استفاده از لباسهایی که توسط کمپانی های طراحی لباس به بازیگران تئاتر اهدا شده بود، در دوران شکوفایی هالیوود استفاده می شد و هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد.
در آن دوران بازیگران زن هم به عنوان مدل و هم به عنوان بازیگر عمل می کردند و ترندهای روز را به تماشاگران تئاتر ارائه می دادند. این روند در فیلمهای اولیه سینمای صامت نیز دنبال شد. از سوی دیگر، من ری، عکاس آوانگارد و هنرمند سوررئالیست، با کمک لی میلر، مدل و عکاس جنگ، تصاویر متحرک را بر روی لباس کاملا سفید مدعوین در Bal Blanc، به میزبانی کنتس آنا-لتیزیا پچی-بلانت، پخش کرد. او در واقع از مهمانان به عنوان «صفحه نمایش متحرک» استفاده نمود.
فیلم مدلینگ و عکاسان

به مرور عکاسان مد بیشتری به حوزه تولید فیلم مدلینگ پیوستند. جورج هوینینگن-هوئن جز اولین عکاسانی است که که در اوایل دهه 1930 مجموعه ای از فیلم های بدون روایت ساخته است. چندین عکاس مد دیگر نیز مانند اروین بلومنفلد و گای بوردین، در دهه های 1960 و 1970، در حوزه فیلم مدلینگ فعالیت کردند. از طرف دیگر سیسیل بیتون، عکاس مد، نه تنها فیلم مدلینگ ساخت بلکه به طور چشمگیری به عنوان کارگردان هنری، طراح لباس در تولیدات خاص هالیوود مانند جیجی (1958) و بانوی زیبای من (1964) فعالیت کرد. اگرچه فیلم مدلینگ با آغاز توزیع دیجیتال آنلاین تقویت شد، اما قبل از آن نیز وجود داشت. نمونه های اصلی آن قبل از توسعه اینترنت شکل گرفت و هنوز هم در جشنوارهها، نمایشگاهها، سینماها و نمایشها به صورت آفلاین پخش می شود.
فیلم مدلینگ به عنوان فیلم تبلیغاتی
با توجه نمونه های گفته شده، طبیعی است که فیلم مدلینگ را به عنوان یک فیلم تبلیغاتی یا تبلیغات پنهان در نظر بگیریم. از دیدگاه صنعتی، محققانی مانند پالوما دیاز سولواگا، فیلم مدلینگ را عمدتا به عنوان یک برند جدید ساخت تجهیزات ارتباطی در عصر دیجیتال میدانند. در این حوزه، فیلم مدلینگ عمدتا به عنوان ابزار بازاریابی کمپانی های مد سطح بالا و لوکس با استفاده از داستانگویی برای تبلیغ برندها و ایجاد روابط نزدیکتر و صمیمیتر با مصرفکننده در نظر گرفته میشود. یکی از انتقادهایی که به این تاکتیک وارد می شود این است که فیلم مدلینگ را به عنوان ویژگی یک فرهنگ تجاری توصیف میکند. یعنی تولیدکنندگان فیلم های مدلینگ مرتبط با کمپانی های مد، از تمهیدات و تکنیکهای فیلمهای آوانگارد و تصاویر نمادین فرهنگ عامه به عنوان «بانک حافظه» استفاده میکنند.
فیلم مدلینگ و بازاریابی تجربی

با برجسته شدن جنبه تجاری که فیلم مدلینگ نوعی تبلیغات می داند، گاهی اوقات این ژانر با اصطلاح فیلم مدلینگ تبلیغاتی معرفی میشود. مانند عکاسی مد، فیلم مدلینگ را نمی توان از سایر اشکال تبلیغات جدا کرد. با این حال، ایده فیلم مدلینگ به عنوان ابزار تبلیغاتی برای بهرهبرداری از زبان بصری سینما برای برندسازی محصولات لوکس، جهت بیان ویژگی های متمایز کننده فیلم مدلینگ کافی نیست. ناتالی با اشاره به فیلم « لیدی بلو شانگهای (2010)» دیوید لینچ برای دیور، فیلم مدلینگ را صرفا به عنوان «ابزاری برای مصرف، متکی بر فتیشیسم کالایی، همانطور که در مورد تبلیغات مد وجود دارد» نمیبیند. از نظر ناتالی، فیلم مدلینگ با تکیه بر زبان سینمایی مرز بین مصرف و نمایش را می شکند.
بسیاری از این فیلم ها را می توان بخشی از یک استراتژی بازاریابی تجربی دانست که از رسانه های بصری برای دستیابی به مخاطبان جدید و مشتریان بالقوه استفاده می کند، اما نه همه آن ها. برخی از فیلمها، مانند سری تیم واکر، هیچ برندی را تبلیغ نمیکنند، اما لباسها را به گونهای به نمایش میگذارند که از لحاظ بصری بازتاب سینمای اولیه یا کلاسیک باشد. سایر فیلمها ممکن است مد را به عنوان اساس و پایه خود در نظر نگیرند یا حتی ممکن است کالاهای غیرواقعی را تبلیغ کنند.
نمونه های اولیه روایی

در مجموعه داستان های طراحی لوسی مکری یا speculative design ، محصولاتی مانند Swallowable Perfume (2014) را معرفی می کنند. به همین دلیل دیوید کربی به عنوان سازنده نمونه های اولیه فیلم مدلینگ همراه با داستان سرایی شناخته می شود. مفهوم نمونههای اولیه روایی و تا حدی نیز داستانهای طراحی، قرار دادن فناوریها یا طرحها در یک بستر اجتماعی از طریق ساختار روایی است. همچنین نمونههای اولیه روایی نشان دهنده اهمیت بالای معرفی فناوری و حتی طراحی مد و لباس در آینده نیز هستند. مشابه عکاسی مد، لزوما فشن به عنوان یک محصول طراحی خاص دلیل اصلی تعامل مخاطبان با این ژانر نیست. در واقع فیلم مدلینگ به طور آشکار بیننده را بهعنوان مصرفکننده نشان نمیدهد. بهطور کلی این ژنر استقلال بیشتری نسبت به محصولات و طراحی هایی که به نمایش میگذارد دارد، زیرا نسبت به تبلیغات معمول کمتر به فرایندهای اجتماعی و روانشناختی شناسایی، متقاعد کردن و اطمینان خاطر دادن مخاطب میپردازد.
فیلم مدلینگ در طراحی لباس
فیلم مدلینگ ممکن است توسط طراحان لباس برای بررسی ویژگیهای بصری لباس در فرآیند توسعه استفاده شود. همانطور که ناتالی در تحلیل خود از Immahine 79 اثر روث هاگبن (2011) اشاره می کند، دیگر لباس ها «اصل» و تصویر آن ها «کپی» آن نیستند. در فیلم مدلینگ تصویر لباس از طریق نمایش بصری بازسازی نمی شود. در عوض، پویایی و حرکت تنها ویژگی آنها می شود. به خصوص با استفاده از فناوری دیجیتال و اصلاح تصاویر با کامپیوتر به عنوان بخشی از فرآیندهای تولید در ساخت فیلم مدلینگ، به تجسم لباس های واقعی یا تخیلی مانند در Comme des Garcons (2016) و Dynamic Blooms (2011) کمک کرده است.
منبع: وبسایت kosmorama
اشتراک گذاری

