سکانس ابتدایی یک فیلم فانتزی می تواند لحن کلی را برای یک تجربه عالی از دیدن فیلم در اختیار بیننده قراردهد.
هیچ چیز مانند یک صحنهی ابتدایی حماسی، لحن را برای یک ماجراجویی فانتزی تعیین نمیکند. خلاف داستانهایی که در دنیای واقعی اتفاق میافتند، ژانر فانتزی میتواند در شهرها، دنیاها و حتی جهانهای متناوب کاملاً تخیلی رخ دهد.
از این رو بسیار مهم است که همان ابتدا بیننده بداند قرار است وارد چه دنیا و فضایی بشود.
برای کمک به مخاطبان جهت غوطهور شدن در این جهانهای خیالی، یک صحنهی آغازین خوب میتواند قدم شایستهای برای موفقیت فیلم بردارد.
بهترین افتتاحیههای فیلمهای فانتزی از آنِ فیلمهایی است که تعادل ویژهای را حفظ کردند تا بیننده در دنیای آنها پیش از هر چیز، احساس راحتی داشته باشد.
غرق کردن مخاطب با اطلاعات جدید میتواند یک فیلم را خستهکننده کند، از طرفی پرش خیلی سریع و بدون هیچگونه جمعآوری میتواند داستان را گیجکننده کند.
یک صحنهی ابتدایی فانتزی خوب میداند چه زمانی باید خود را با روایت توضیح دهد و چه زمانی به تصاویر یا موسیقی اجازه دهد کار را انجام دهند.
در این مطلب از یلووال مدیا به معرفی ده فیلم فانتزی پرداختیم که با شروع تحسینبرانگیزشان توانستند خیلی زود بیننده را وارد دنیای خود کنند.
10) ارباب حلقه ها: یاران حلقه (The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring)
گالادریل تاریخچهی سرزمین میانه و حلقهی واحد را روایت میکند.
مقدمهی افسانهای اولین فیلم از سهگانه ارباب حلقهها با صفحه سیاهی آغاز میشود و صدای گالادریل شروع به روایت میکند و کیت بلانشت این نقش را ایفا میکند. ملکه الفهای لوتلورین تاریخچهی عصر دوم زمین میانه، ظهور سائورون و ایجاد حلقههای قدرت را توضیح میدهد.
یاران حلقه وظیفهی سنگین معرفی سهگانه و تثبیت شخصیتهای آن را بر عهده دارد. صحنه ابتداییِ آن کار خارقالعادهای را انجام میدهد و هر آنچه را که مخاطب باید در مورد داستان آن بداند، توضیح میدهد، سپس عقبنشینی میکند و به شخصیتها اجازه میدهد روی نقش خود تمرکز کنند.

9) کابوس پیش از کریسمس (The Nightmare Before Christmas)
دنی الفمن آهنگساز این انیمیشن، شهر هالووین را با آهنگی نمادین معرفی میکند.
کابوس پیش از کریسمس هم به لطف موسیقی نمادین دنی الفمن و هم به دلیل جلوههای بصری فیلمی به یاد ماندنی است. این فیلم با داشتن مفهومی منحصربهفرد، صحنههای بیمارگونه و موسیقی متن لذتبخشش، تبدیل به یک فیلم کلاسیک کالت شده است.
مخاطب در همان صحنهی ابتدایی فیلم با شهر هالووین آشنا میشود، مکانی عجیب و غریب که ساکنان آن مجموعهای از هیولاها، ارواح، غولها و مردگان هستند. شخصیتها همزمان با معرفی آهنگِ «This is Halloween» روی صفحه نمایش، میخوانند و همه چیز مهیا میشود تا مخاطب درست وسط این دنیای جدید عجیب قرار بگیرد.

8) سرگذشت نارنیا: شیر، کمد و جادوگر (The Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch and the Wardrobe)
این فیلم فانتزی که با حملهی هوایی بالای خانهی قهرمانها شروع میشود، مخاطبان خود را در همان چند ثانیهی اول به درون زندگی شخصیتها میاندازد و در همان ابتدا لحن جدی فیلم مشخص میشود و دغدغهی شخصیتها برای مخاطب قابل فهم و همدردی میشود.
هرچند انتقال از دنیای واقعی به دنیای فیلم در چند صحنه اتفاق میافتد اما معرفی آن باعث میشود شخصیتها باورپذیر شوند.

7) چگونه اژدهای خود را آموزش دهیم (How to Train Your Dragon)
فیلم چگونه اژدهای خود را آموزش دهیم یا مربی اژدها روایت جذابی است از تاریخ برک؛
صحنهی ابتدایی ، خصومت مداوم بین وایکینگها و اژدهاها، قبل از پریدن به عمق یک حمله را شرح میدهد.
همچنین لحن سبک و حس شوخ طبعی منحصر به فرد فیلم را نمایش میدهد. افتتاحیهی فیلم جذاب، طنزآمیز و شروعی عالی برای یکی از محبوبترین فرنچایزهای انیمیشن است.

6) قلعه متحرک هاول (Howl’s Moving Castle)
همانطور که بیشتر فیلمهای میازاکی دارای صحنههای آغازین نمادین هستند، قلعه متحرک هاول نیز بسیار عجیب و زیبا شروع میشود. این انیمیشن خیرهکننده از استودیو گیبلی با نگاهی اجمالی به قلعه هاول در حومه شهر آغاز میشود و با تم کلاسیک فیلم همراه میشود و سپس نماهایی از دهکده اصلی و ساکنان آن را نشان میدهد.
صحنهی ابتدایی این فیلم به آرامی مخاطب را با دنیای فانتزی خود همراه میکند.

5) افسانه محافظان: جغدهای گاهول (Legend of the Guardians: The Owls of Ga’Hoole
)
زک اسنایدر اولین کارگردانی انیمیشن خود را با یک فیلم فانتزی منحصر به فرد بر اساس مجموعه کتابی با همین نام آغاز کرد. صحنهی ابتدایی فیلم با پرواز یک جغد بر فراز پادشاهی تایتو همراه است.
موسیقی این انیمیشن بینظیر است و افتتاحیه فیلم سبک هنری واقعگرایانه خود را در کنار یک موسیقی متن حماسی نشان میدهد که مخاطب را با دنیای فانتزی جغدهای سخنگو همراه میکند. سپس قهرمان داستان، سورن، و خانوادهاش معرفی میشوند و در مورد داستانهای جغدهای نگهبان افسانهای گاهول صحبت میکنند.

4) ثور: رگناروک (Thor: Ragnarok)
در حالی که بیشتر فیلمهای فانتزی با یک مقدمه حماسی شروع میشوند، فیلم ثور: رگناروک با یک صحنهی کمیک شروع میشود.
همین صحنهی ابتدایی باعث میشود تا فیلم به جای آنکه زیادی خودش را جدی بگیرد، با کمی شوخی با فیلم فانتزی، حس طنز و شوخطبعی منحصر به فرد فیلم را به مخاطب نشان دهد.

3) بالا (Up)
هرچند اولین صحنهی فیلم فاقد هرگونه جادو یا صحنهی حماسی است، اما نمونهای ویژه از یک ماجراجویی فانتزی نرم است که امکان ندارد بیننده را تحت تأثیر قرار ندهد.
صحنه آغازین آپ مونتاژ لحظاتی از زندگی کارل و الی است که با هم دوست میشوند، ازدواج میکنند و با هم پیر میشوند. با این حال، زندگی آنها عاری از تراژدی نیست و با پیر شدن آنها، الی بیمار میشود و میمیرد و کارل را در خانهای که دوست داشتند تنها میگذارد. این صحنه به دلیل داستانسرایی قدرتمند و مقدمه دلخراش یک داستان تأثیرگذار، مشهور است.
افتتاحیهی فیلم بالا یکی از خاطرهانگیزترین و احساسیترین سکانسهای انیمیشن است که گریه نکردن در طول مونتاژ کارل و الی را تقریبا غیرممکن کرده است.

2) هزارتوی پن (Pan’s Labyrinth)
هزارتوی پن ، داستانی باورپذیر در مورد دختری به نام اوفلیا و کلمات موازی است که خود را در آن میبیند. در حالی که او در دنیای واقعی به دام افتاده است، در حال گشت و گذار در هزارتوی عرفانی است.
فیلم با یک پلان از مرگ اوفلیا آغاز می شود درست قبل از اینکه زمان معکوس شود و داستان موآنا را روایت کند.
صحنه آغازین، این دو جهان را به تخیل و ادراک اوفلیا از واقعیت متصل میکند.

1) هری پاتر و یادگاران مرگ : قسمت اول (Harry Potter and the Deathly Hallows – Part 1
)
صحنه آغازین هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول دلخراش و قدرتمند است. متناوب بین دیدگاههای شخصیت، نشان داده میشود که آنها باید برای حفظ خانواده خود تلاش کنند. هرمیون با گریه خاطرات خانوادهاش را از وجودش پاک میکند در حالی که هری به طرز عجیبی با دورسلیها خداحافظی میکند.

در حالی که فرانچایز هری پاتر با لحن کودکانهتر و غریبتری آغاز شد، هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول فضای بسیار تاریکتری به سریال داد.
اشتراک گذاری

