تجربه ساخت اولین فیلم کوتاه وس اندرسن

تجربه ساخت اولین فیلم کوتاه وس اندرسن
زمان مطالعه: 5 دقیقه
0
(0)

هر فیلمسازی یک نقطه شروع دارد؛ لحظه‌ای که هنوز نامی برای سبک خود ندارد، هنوز مخاطبی انتظارش را نمی‌کشد و هنوز نمی‌داند تصمیمی که پشت دوربین می‌گیرد، قرار است سال‌ها بعد بخشی از هویت سینمایی‌اش تلقی شود. برای وس اندرسن، این نقطه شروع فیلم کوتاهی بود به نام «باتل راکت»؛ فیلمی کوچک و سیاه‌وسفید که در ابتدا قرار نبود چیزی بیشتر از یک تجربه دانشجویی باشد، اما در نهایت مسیر یکی از منحصربه‌فردترین فیلمسازان سینمای معاصر را تغییر داد. در این مطلب از یلووال مدیا به اولین تجربه‌های اندرسون در فیلمسازی می‌پردازیم.

شروعی که قرار نبود یک شروع باشد

داستان «باتل راکت» از آشنایی اندرسن و اوون ویلسن در دانشگاه تگزاس در آستین آغاز شد. آن دو در ابتدا رؤیای ساخت یک فیلم بلند را در سر داشتند. فیلمنامه‌ای نوشته بودند و شخصیت‌هایی ساخته بودند که قرار بود در یک داستان جنایی ـ کمدی زندگی کنند. اما سینما، پیش از آنکه هنر باشد، برای فیلمساز جوان واقعیتی مادی است؛ دوربین، نگاتیو، لوکیشن، بازیگر و مهم‌تر از همه پول می‌خواهد.

وقتی منابع مالی پروژه به پایان رسید، فیلم بلند ناگهان به فیلم کوتاه تبدیل شد. شاید همین محدودیت، اولین درس واقعی اندرسن درباره سینما بود: فیلمی که در ذهن ساخته می‌شود، الزاماً همان فیلمی نیست که می‌توان ساخت. نسخه کوتاه «باتل راکت» در سال ۱۹۹۲ و با بودجه‌ای بسیار محدود ساخته شد. اندرسن، اوون ویلسن و لوک ویلسن در این پروژه حضور داشتند و فیلم در نهایت حدود سیزده دقیقه طول کشید.

 اولین برداشت؛ لحظه‌ای که خیال با واقعیت روبه‌رو می‌شود

ساخت فیلم برای اندرسن جوان چندان ساده نبود. خودش بعدها از نخستین برداشت‌های فیلم به‌عنوان تجربه‌ای نه‌چندان موفق یاد کرد. آن لحظه‌ای که کارگردان برای اولین بار پشت دوربین می‌ایستد، فاصله میان تصور و عمل آشکار می‌شود.

تا پیش از آن، فیلم در ذهن فیلمساز و روی کاغذ وجود دارد؛ اما با اولین «اکشن»، همه چیز باید شکل واقعی پیدا کند. میزانسن، بازی، حرکت، قاب و ریتم دیگر مفاهیمی انتزاعی نیستند. باید همان لحظه درباره‌شان تصمیم گرفت.

اندرسن در اولین تجربه خود هنوز این زبان را به‌طور کامل در اختیار نداشت. اما نکته مهم این بود که اجازه نداد نابلدی، فیلم را متوقف کند.

یک فیلم کوتاه درباره آدم‌هایی که می‌خواهند بزرگ باشند

پوستر فیلم کوتاه باتل راکت

«باتل راکت» داستان سه جوان را دنبال می‌کند که با ترکیبی از جاه‌طلبی، بی‌تجربگی و اعتمادبه‌نفس، تصمیم می‌گیرند دست به سرقت بزنند. اما آنچه فیلم را از یک کمدی جنایی ساده جدا می‌کند، نگاه اندرسن به شخصیت‌هاست. این آدم‌ها قهرمان نیستند و حتی دزدهای چندان موفقی هم نیستند؛ بیشتر شبیه آدم‌هایی هستند که می‌خواهند در زندگی خود نقشی بزرگ‌تر از آنچه واقعاً دارند بازی کنند.

در همین‌جا می‌توان نخستین نشانه‌های جهان اندرسن را دید. شخصیت‌هایی که با جدیت درباره نقشه‌هایشان حرف می‌زنند، در حالی که تماشاگر از همان ابتدا می‌داند فاصله میان تصور آنها از خودشان و واقعیت بسیار زیاد است. این تضاد بعدها در بسیاری از فیلم‌های اندرسن به یکی از عناصر اصلی روایت تبدیل شد: آدم‌هایی که رؤیایی بزرگ دارند، اما در جهانی کوچک و اغلب نامهربان زندگی می‌کنند.

وقتی کمبود بودجه تبدیل به زبان فیلم می‌شود

نسخه کوتاه «باتل راکت» با امکانات محدودی ساخته شد. این محدودیت، بسیاری از انتخاب‌های فیلمساز را تحت تأثیر قرار داد؛ اما الزاماً به معنای شکست نبود.

وقتی بودجه کم است، تعداد لوکیشن‌ها، بازیگران و امکانات تولید محدود می‌شود و فیلمساز ناچار است بفهمد چه چیزهایی واقعاً برای فیلم ضروری‌اند.

«باتل راکت» محصول همین وضعیت است. فیلم به جای تکیه بر امکانات، روی چند شخصیت، یک موقعیت مشخص و لحن روایی خودش متمرکز می‌شود. شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های اولین فیلم اندرسن همین باشد: محدودیت همیشه دشمن خلاقیت نیست؛ گاهی فیلمساز را وادار می‌کند دقیق‌تر انتخاب کند.

ساندنس؛ جایی که فیلم کوچک دیده شد

تصویری از فیلم کوتاه باتل راکت

فیلم در نهایت به جشنواره ساندنس راه پیدا کرد و در سال ۱۹۹۳ به نمایش درآمد. همین نمایش، اتفاقی مهم برای اندرسن و ویلسن بود. فیلم کوتاهی که با بودجه‌ای اندک ساخته شده بود، حالا توجه افراد حرفه‌ای صنعت سینما را به خود جلب کرده بود.

این نقطه، مسیر پروژه را تغییر داد. امکان ساخت نسخه بلند فراهم شد و اندرسن برای اولین بار با فضای حرفه‌ای‌تر تولید سینمایی روبه‌رو شد. اما شاید مهم‌تر از پیدا شدن سرمایه، فرصتی بود که این موفقیت برای اندرسن فراهم کرد تا بفهمد یک فیلمساز جوان چگونه می‌تواند از یک فیلم کوچک به پروژه‌ای بزرگ‌تر برسد.

اولین فیلم، اولین درس درباره فیلمنامه

وقتی قرار شد «باتل راکت» به فیلم بلند تبدیل شود، مشخص شد داستانی که اندرسن و ویلسن در ذهن داشتند برای یک فیلم جمع‌وجور بیش از اندازه گسترده است. بازنویسی فیلمنامه و همکاری با تهیه‌کنندگان حرفه‌ای به اندرسن نشان داد که فیلمسازی فقط به داشتن ایده‌های خوب وابسته نیست؛ هنر اصلی، انتخاب کردن است.

چه چیزی باید بماند؟ چه چیزی باید حذف شود؟ کدام شخصیت ارزش دنبال کردن دارد؟ و کدام صحنه، هرچند جذاب، فقط سرعت داستان را می‌گیرد؟ این شاید یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایی باشد که یک فیلمساز می‌تواند در نخستین پروژه خود به دست بیاورد: سینما هنر حذف کردن است، نه فقط اضافه کردن.

اولین نشانه‌های یک جهان شخصی

اگرچه «باتل راکت» هنوز از نظر بصری با فیلم‌های متأخر اندرسن فاصله دارد، اما نگاه او به شخصیت و موقعیت از همان ابتدا قابل تشخیص است. طنز فیلم از شوخی‌های مستقیم بیرون نمی‌آید؛ بیشتر از دل جدی گرفتن آدم‌هایی شکل می‌گیرد که شاید چندان جدی نباشند.

این ویژگی بعدها به یکی از مهم‌ترین خصوصیات سینمای اندرسن تبدیل شد. او شخصیت‌هایش را مسخره نمی‌کند، حتی وقتی رفتارشان مضحک است. پشت این طنز، نوعی علاقه و دلسوزی پنهان وجود دارد. آدم‌های «باتل راکت» شکست‌خورده‌اند، اما شکست آنها چیزی از رؤیاهایشان کم نمی‌کند. آنها همچنان می‌خواهند بزرگ باشند، حتی اگر جهان مدام خلافش را ثابت کند. به همین دلیل، شاید بهتر باشد «باتل راکت» را نه صرفاً به‌عنوان اولین فیلم وس اندرسن، بلکه به‌عنوان اولین تلاش او برای پیدا کردن آدم‌های خودش دید.

از فیلم کوتاه تا آغاز یک مسیر

مسیر «باتل راکت» در نهایت به ساخت نسخه بلند در سال ۱۹۹۶ رسید؛ فیلمی که نخستین تجربه بلند اندرسن محسوب می‌شود. اما اگر فیلم بلند را آغاز حرفه‌ای او بدانیم، فیلم کوتاه همان جایی است که همه چیز واقعاً شروع شد: جایی که یک دانشجوی جوان، همراه چند دوست، دوربینی را مقابل بازیگران گذاشت و تلاش کرد چیزی را که در ذهنش بود به تصویر تبدیل کند.

این همان مرحله‌ای است که تقریباً هر فیلمسازی باید از آن عبور کند؛ مرحله‌ای که هنوز نمی‌داند آیا تصمیمش درست است یا نه. هنوز نمی‌تواند نتیجه نهایی را پیش‌بینی کند. هنوز اولین برداشت ممکن است آن چیزی نباشد که تصور کرده. اما شاید سینما دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود.

اولین فیلم؛ پیش‌درآمد یک امضا

وس اندرسن بعدها به یکی از دقیق‌ترین و کنترل‌شده‌ترین فیلمسازان نسل خود تبدیل شد؛ فیلمسازی که تقریباً هیچ چیز در قاب‌هایش تصادفی به نظر نمی‌رسد.

اما پشت این کنترل، تجربه‌ای قرار دارد که با کنترل کامل آغاز نشده بود. «باتل راکت» یادگار دوره‌ای است که اندرسن هنوز در حال آزمون‌وخطا بود و هنوز زبان سینمایی خودش را پیدا نکرده بود.

اهمیت نخستین فیلم کوتاه او شاید همین باشد. «باتل راکت» شاهکار نیست و قرار هم نیست باشد. ارزشش در این است که لحظه شروع یک فیلمساز را ثبت کرده است؛ لحظه‌ای که ایده هنوز از مهارت جلوتر است، امکانات از رؤیا کوچک‌ترند و فیلمساز باید در حین ساختن فیلم، خودش را نیز بسازد.

سال‌ها بعد، وقتی به مسیر وس اندرسن نگاه می‌کنیم، «باتل راکت» شبیه یک پیش‌درآمد به نظر می‌رسد؛ فیلمی کوچک که بسیاری از ویژگی‌های جهان آینده او را در خود حمل می‌کند، بی‌آنکه هنوز بداند این ویژگی‌ها روزی به امضای یک کارگردان تبدیل خواهند شد. شاید این دقیق‌ترین تعریف برای تجربه ساخت اولین فیلم کوتاه باشد: اولین فیلم، بیشتر از آنکه نتیجه شناختن زبان سینمایی باشد، لحظه کشف کردن آن است.

 

منابع:
https://www.sundance.org/blogs/tonight-free-surprise-screening-of-wes-andersons-first-and-newest-short-films

https://www.sundance.org/blogs/the-long-and-the-short-of-it-sundance-shorts-that-transformed-into-features

https://www.sundance.org/festival-history

https://www.vanityfair.com/video/watch/wes-anderson-breaks-down-every-movie-hes-ever-made

چقدر این پست مفید بود؟

برای امتیاز دادن به پست روی ستاره کلیک کنید!

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

0 دیدگاه